اعصاب-ملت

Created by Gykk

p.1

شروع شرح‌حال‌گیری در نورولوژی با چه اطلاعاتی است؟

Click to see answer

p.1

با اطلاعات هویتی و اجتماعی شامل نام، سن، جنس، شغل، محل سکونت، تحصیلات، وضعیت تأهل و راست/چپ‌دستی. اطلاعات هویتی در تشخیص اهمیت دارد.

Click to see question

1 / 99
p.1

شروع شرح‌حال‌گیری در نورولوژی با چه اطلاعاتی است؟

با اطلاعات هویتی و اجتماعی شامل نام، سن، جنس، شغل، محل سکونت، تحصیلات، وضعیت تأهل و راست/چپ‌دستی. اطلاعات هویتی در تشخیص اهمیت دارد.

p.1

چرا سن و شغل بیمار در شرح‌حال نورولوژیک مهم است؟

زیرا سن در افتراق تشخیص‌ها (مثلاً سردرد در سنین مختلف) و شغل می‌تواند برای احتمال مواجهه با سموم و نوروپاتی راهنمایی کند. سن و شغل کلیدی‌اند.

p.1

ویژگی‌های یک "Chief Complaint" صحیح چیست؟

باید به زبان بیمار باشد، جمله نباشد (فاقد فعل و نقطه)، می‌تواند sign یا symptom باشد، و اگر چند شکایت است باید از نظر اهمیت هم‌سطح باشند. Chief Complaint باید مختصر و توصیفی باشد.

p.1
2

در بخش Present Illness چه نکاتی پرسیده می‌شود؟

شدت، نحوهٔ شروع، الگو، سیر زمانی، علائم همراه، تقدم و تأخر‌، عوامل تشدید و تخفیف و تأثیر بر عملکرد اجتماعی. این موارد سیر بالینی را مشخص می‌کنند.

p.1

در تشخیص سرگیجه چگونه می‌توان بین مرکزی و محیطی تمایز داد؟

در سرگیجهٔ مرکزی علائم همراهی مثل دوبینی و اختلال تکلم دیده می‌شود؛ این علائم در سرگیجهٔ محیطی که منشاء گوش دارد، معمولاً وجود ندارند.

p.1

تقدم و تأخر علائم چه اطلاعاتی به ما می‌دهد؟

نشان می‌دهد کدام اندام یا ناحیه ابتدا درگیر شده (مثلاً گیلن‌باره فلج صعودی، بوتولیسم فلج نزولی)؛ این الگو در تشخیص نوع بیماری کمک‌کننده است. الگوی تقدم/تأخر تشخیصی است.

p.1

چه عواملی می‌توانند میگرن را تشدید یا تخفیف دهند؟

تشدید: نور، صدا، هوای گرم، بو. تخفیف: تاریکی، هوای خنک، استفراغ. این‌ها عوامل محیطی موثر روی میگرن هستند.

p.2

PMH در مواجهه با چه شکایتی اهمیت ویژه دارد؟

در تشنج سابقهٔ تروما به سر یا وضعیت زایمان مادر اهمیت بیشتری نسبت به stroke دارد؛ همچنین در stroke سابقهٔ دیابت به‌عنوان ریسک فاکتور مهم است. PMH متناسب با شکایت پرسیده می‌شود.

p.2

چه اطلاعاتی در Family History باید پرسیده شود؟

بستگان مبتلا به بیماری‌های مرتبط (مثلاً سابقهٔ خونریزی یا هموپتیزی برای بررسی ویلسون در فرد مبتلا به تشنج)؛ FH برای شناسایی الگوهای ژنتیک و ریسک مهم است.

p.2

چه نکاتی در Drug History اهمیت دارند؟

نام دارو، دوز، زمان شروع، شرکت سازنده، تداخلات و همزمانی شروع علائم با مصرف دارو؛ این موارد در تشخیص عوارض دارویی و تداخلات مهم‌اند. Drug History کلیدی است.

p.2

Review of Systems در نورولوژی چگونه است؟

در نورولوژی نسبت به داخلی کمتر مهم است و معمولاً چند سوال هدفمند دربارهٔ علائم مرتبط (مثلاً تهوع، استفراغ در vertigo) کافی است. ROS محدود و هدفمند است.

p.2

در معاینهٔ سیستمیک بیمار نورولوژیک از کجا شروع می‌کنیم؟

با Vital signs و سپس توصیف ظاهر عمومی (General Appearance) و معاینهٔ هدفمند بر اساس chief complaint.

p.2

چرا معاینهٔ سیستمیک در نورولوژی هدفمند است؟

زیرا تنها سیستم‌ها و بخش‌هایی را بررسی می‌کنیم که با شکایت اصلی مرتبط‌اند؛ مثلاً در سردرد بررسی چشم، گردن و ریه مهم است. این رویکرد goal-directed است.

p.3

معاینهٔ نورولوژیک به چه دو دسته تقسیم می‌شود؟

بیمار هوشیار (Conscious) و بیمار غیرهوشیار (Unconscious)؛ هر کدام اجزای معاینهٔ متفاوتی دارند.

p.3

اجزای معاینهٔ نورولوژیک در فرد هوشیار چیست؟

معاینهٔ وضعیت ذهنی، سیستم حرکتی، تعادلی (مخچه)، اتونوم، اعصاب کرانیال، سیستم حسی و وضعیت راه رفتن (stance & gait). این اجزا پایهٔ معاینه‌اند.

p.3

سطوح هوشیاری چه مقاطع عمده‌ای دارند؟

از بالا به پایین: Alert, Lethargy, Confusion, Obtundation, Stupor, Coma (شامل Light و Deep Coma). این طیف نشان‌دهندهٔ کاهش سطح هوشیاری است.

p.3

محتوای هوشیاری (Content of consciousness) چیست؟

محتوای هوشیاری شامل افکار، شناخت و قوهٔ قضاوت بیمار است که حتی در فرد alert ممکن است دچار اختلالاتی مثل هذیان یا توهم باشد. Content از نظر کیفیت فکر مهم است.

p.4

MMSE چه جنبه‌هایی از وضعیت ذهنی را ارزیابی می‌کند؟

Orientation، توجه و تمرکز، حافظه، زبان، محاسبه، تفکر انتزاعی، قضاوت، خلق و رفتار و محتوای تفکر؛ این تست ۳۰ امتیازی است. MMSE برای سنجش محتوای هوشیاری کاربرد دارد.

p.4

در MMSE چه نمره‌ای غیرطبیعی است؟

بسته به تحصیلات: در افراد تحصیل‌کرده نمره زیر ۲۹ و در بی‌سوادان نمره زیر ۲۳ غیرطبیعی در نظر گرفته می‌شود.

p.4

عصب بویایی (Olfactory I) چه ویژگی خاصی دارد؟

تنها عصب حسی است که از تالاموس عبور نمی‌کند و علائمی مثل anosmia, hyposmia, hyperosmia و dysosmia را ایجاد می‌کند.

p.4

Anosmia و Parosmia چه معنی دارند؟

Anosmia یعنی از دست‌دادن بو؛ Parosmia تغییر کیفیت بو (مثلاً جابه‌جاشدن بوها). این‌ها زیرمجموعهٔ dysosmia هستند.

p.5

اصطلاحات مرتبط با مردمک چیست؟

Miosis مردمک تنگ، Mydriasis مردمک گشاد، Anisocoria اختلاف اندازهٔ دو مردمک، اندازهٔ طبیعی حدود 3–5 mm است.

p.5

Visual acuity و Visual field چگونه اندازه‌گیری می‌شوند؟

حدت بینایی (VA) با Snellen chart و میدان بینایی (Visual field) با perimetry اندازه‌گیری می‌شود.

p.5

رفلکس مردمک به نور شامل چه پاسخ‌هایی است؟

با تاباندن نور به یک چشم، هر دو مردمک تنگ می‌شوند: Direct response و Indirect response که تقریباً برابرند. این رفلکس مربوط به عصب II و مسیر پاسخ است.

p.5

رفلکس تطابق (Accommodation) چه تغییراتی ایجاد می‌کند؟

با نزدیک‌شدن جسم: افزایش قوام عدسی، تنگ‌شدن مردمک (miosis) و convergence هر دو چشم به داخل. اینها اجزای رفلکس تطابق‌اند.

p.5

Papilledema چیست و چه دلیلی دارد؟

تورم هر دو دیسک شبکیه به دلیل افزایش فشار داخل جمجمه است. Papillitis تورم یک دیسک است. Papilledema نشان‌دهنده فشار داخل جمجمه است.

p.5

شاخه‌های حسی عصب سه‌قلو (Trigeminal) کدام‌اند؟

V1 Ophthalmic، V2 Maxillary و V3 Mandibular؛ بخش حرکتی نیز عضلات جونده را عصب‌دهی می‌کند. Trigeminal دارای سه شاخهٔ اصلی است.

p.6

Corneal reflex چه قوس‌هایی را بررسی می‌کند؟

حس قرنیه از طریق شاخهٔ Ophthalmic (V1)، مرکز در Pons و پاسخ موتوری از طریق Facial (VII) است. این رفلکس سلامت این قوس‌ها را نشان می‌دهد.

p.6

Jaw reflex چگونه انجام و تفسیر می‌شود؟

با قرار دادن انگشت روی چانه و ضربه زدن با چکش روی انگشت؛ پاسخ طبیعی بستن خفیف فک است. پاسخ exaggerated در اختلالات CNS مثل MS دیده می‌شود.

p.6

فلج محیطی (Peripheral facial palsy) چطور نمایان می‌شود؟

اگر آسیب بعد از هستهٔ عصبی (distal) باشد، یک نیمهٔ صورت فلج کامل می‌شود (عدم حرکت ابرو، چشم و لب). این فلج محیطی است.

p.6

فلج مرکزی صورت چه تفاوتی با فلج محیطی دارد؟

در فلج مرکزی قسمت فوقانی صورت (ابرو و پلک) معمولاً محفوظ می‌ماند ولی قسمت تحتانی مختل است؛ در حالی که فلج محیطی تمام نیمهٔ صورت را درگیر می‌کند. تمایز مرکزی/محیطی مهم است. ,

p.6

چطور عملکرد عصب شنوایی/تعادلی (VIII) را ارزیابی می‌کنیم؟

با تست‌های Rinne و Weber با دیاپازون می‌توان کاستی‌های شنوایی محیطی یا حسی‌عصبی را تشخیص داد.

p.6

عصب‌های IX و X چه عملکردهایی دارند؟

حس یک‌سوم خلفی زبان، کنترل phonation و بلع (swallowing)؛ ضایعهٔ X می‌تواند باعث dysphonia و dysphagia با nasal regurgitation شود.

p.6

رفلکس gag برای بررسی چه اعصابی استفاده می‌شود؟

برای ارزیابی عملکرد اعصاب IX (glossopharyngeal) و X (vagus) از رفلکس gag استفاده می‌شود.

p.6

عصب اکسسوری (XI) کدام عضلات را عصب‌دهی می‌کند؟

عضلات SCM (چرخش سر) و Trapezius (برداشتن شانه) را عصب‌دهی می‌کند؛ بنابراین ضعف این عضلات نشان‌دهندهٔ آسیب XI است.

p.7

عصب هیپوگلوسال (XII) چه نقشی دارد؟

کاملاً حرکتی است و عضلات زبان را عصب‌دهی می‌کند؛ آسیب موجب deviation زبان به سمت ضایعه می‌شود. Hypoglossal مسئول حرکت زبان است.

p.7

مسیر حرکتی اصلی (پیریامی) چند نورونه است و چگونه عمل می‌کند؟

مسیر دو نورونه است: Upper Motor Neuron از کورتکس شروع و در نخاع خاتمه می‌یابد و Lower Motor Neuron در نخاع سیناپس می‌کند؛ برای حرکت دو نورون لازم است.

p.7

Basal ganglia و مخچه چه نقش‌هایی در حرکت دارند؟

بازال گانگلیا در شروع حرکت نقش دارد و مخچه در سرعت و زمان‌بندی حرکت دخالت دارد. هر دو عملکرد نرم‌افزاری را تکمیل می‌کنند.

p.7

فاسیکولاسیون‌ (fasciculation) چیست و نشانهٔ چه بیماری‌ای است؟

حرکات کرمی شکل عضله که بدون جابجایی مفصل رخ می‌دهد؛ معمولاً نشان‌دهندهٔ بیماری‌های Lower Motor Neuron مانند قطع عصب یا ALS است.

p.7

گریدهای قدرت عضلانی (Force) چگونه‌اند؟

0/5: هیچ حرکت؛ 1/5: انقباض مختصر؛ 2/5: حرکت افق؛ 3/5: حرکت علیه گرانش؛ 4/5: حرکت با مقاومت کم؛ 5/5: طبیعی. گریدبندی Force برای ارزیابی ضعف است.

p.8

تعریف پارزی و پلژی چیست؟

پارزی: ضعف (مثل گرید 3–4)، پلژی: فلج کامل (گرید 0–2). انواع: مونوپلژی، همی‌پلژی، پاراپلژی، تتراپلژی. این اصطلاحات شدت ضعف را توصیف می‌کنند.

p.8

Hoover test برای چه کاربردی است؟

برای افتراق فلج واقعی از فلج روان‌پزشکی (هیستریک) استفاده می‌شود. Hoover test مفید است.

p.8

تفاوت هایپوتونی و هایپرتونی در کجاست؟

هایپوتونی در آسیب Lower Motor Neuron و هایپرتونی (اسپاستیسیتی) معمولاً در آسیب Upper Motor Neuron دیده می‌شود. Tone نشان‌دهندهٔ سطح آسیب است.

p.8

Rigidiy در بیماری پارکینسون ناشی از کدام ساختار است؟

Rigidity ناشی از ضایعه در Basal ganglia است و با اسپاستیسیتهٔ ناشی از UMN تفاوت دارد.

p.8

رده‌بندی رفلکس عمقی چگونه است؟

گرید 0: Areflexia، گرید 1: Hyporeflexia، گرید 2: Normoreflexia (طبیعی)، گرید 3: Exaggerated، گرید 4: Hyperreflexia (ممکن است کلونوس داشته باشد). این‌ها Deep tendon reflex هستند.

p.8

Babinski sign چه چیزی را نشان می‌دهد؟

در آسیب Upper Motor Neuron پاسخ پلانتار اکستانسور انگشت بزرگ (بالا آوردن انگشت شست) دیده می‌شود؛ پاسخ طبیعی فلکسور است. Babinski نشان‌دهندهٔ آسیب UMN است.

p.8

Hoffmann's sign چیست و در چه وضعیتی مثبت می‌شود؟

با تحریک انگشت میانی، جمع شدن سریع انگشت اشاره و شست رخ می‌دهد؛ در آسیب نخاع گردنی یا آسیب UMN بالای سطح تست ممکن است مثبت شود. Hoffmann علامت UMN است. ,

p.8

Jendrassik maneuver چه کاربردی دارد؟

برای افزایش غیرارادی پاسخ رفلکس‌ها و پرت‌کردن توجه بیمار از رفلکس که ممکن است باعث افزایش پاسخ رفلکس‌های عمقی شود. Jendrassik کاربردی در معاینهٔ رفلکس است.

p.9

مسیر حسی سه نورونهٔ اصلی چه نام دارد؟

مسیر Spinothalamic که حس‌ها (غیر از بویایی) قبل از رسیدن به کورتکس به تالاموس می‌روند سپس به کورتکس حسی. این مسیر سه نورونه است.

p.9

حواس سطحی و عمقی چه اجزایی دارند؟

حواس سطحی: درد، لمس، دما. حس عمقی: موقعیت مفصل، ارتعاش. سطحی/عمقی تفکیک‌های پایه‌ای حس هستند.

p.9

تست رومبرگ چه چیزی را ارزیابی می‌کند؟

تعادل ناشی از حس عمقی؛ از بیمار می‌خواهیم چشم‌ها را ببندد و پاها را جفت کند. Romberg در اختلال حس عمقی مثبت می‌شود.

p.9

گرافستزی (Graphesthesia) چیست؟

توانایی تشخیص حرف یا عددی که روی کف دست نوشته می‌شود با چشم بسته؛ نقص آن agraphesthesia نام دارد. این تست از حس کورتیکال خبر می‌دهد.

p.9

Stereognosis یا استرئوگنوزیس را توضیح دهید.

توانایی تشخیص یک شیء با لمس (چشم بسته). ناتوانی در آن astereognosis گفته می‌شود و نشان‌دهندهٔ اختلال کورتیکال است.

p.9

تعاریف آنالژزیا و آلودینیا چیست؟

Analgesia: عدم احساس درد. Allodynia: احساس درد به‌خاطر محرک غیر دردناک. این‌ها اختلالات کیفی حس هستند.

p.9

مخچه چه تاثیری بر تکلم و نوشتن دارد؟

اختلال مخچه منجر به slow, slurred speech و نوشتار درشت (macrography) می‌شود؛ مخچه در زمان‌بندی و سرعت حرکت نقش دارد.

p.9

تست Finger-to-Nose چه اختلالی را نشان می‌دهد؟

عدم توانایی در لمس نوک بینی یا انگشت نشان‌دهندهٔ Dysmetria و اختلال عملکرد مخچه است.

p.10

Dysdiadochokinesis چیست؟

ناتوانی در انجام حرکات سریع و متناوب (Rapid Alternating Movements)؛ نشان‌دهندهٔ اختلال مخچه است. Dysdiadochokinesis علامت مخچه‌ای است.

p.10

تست heel-to-shin چه چیزی را ارزیابی می‌کند؟

هماهنگی اندام تحتانی و عملکرد مخچه را ارزیابی می‌کند؛ خطا در این تست نشان‌دهندهٔ اختلال cerbellar است.

p.10

الگوهای راه رفتن در پارکینسون و CVA چگونه متفاوت‌اند؟

پارکینسون: گام‌های کوتاه، کندی شروع حرکت؛ پس از CVA: الگوی همی‌پلژیک با محدودیت عملکرد یک طرف. هر بیماری الگوی مخصوصی در gait دارد.

p.10

معاینهٔ سیستم اتونوم شامل چه مواردی است؟

بررسی قلبی-عروقی، مردمک‌ها، عملکرد مثانه، عملکرد جنسی، دستگاه گوارش و تعریق؛ اینها نشان‌دهندهٔ اختلالات سمپاتیک یا پاراسمپاتیک‌اند.

p.10

در بیمار غیرهوشیار چه علائم مننژال بررسی می‌شود؟

Rigid neck (Brudzinski sign) و Kernig sign که نشان‌دهندهٔ التهاب پردهٔ مننژ است. این علائم در مننژیت مثبت می‌شوند.

p.10

Brudzinski و Kernig هرکدام چه پاسخی دارند؟

Brudzinski: خم‌کردن گردن باعث فلکشن لگن و زانوها می‌شود. Kernig: در حالی که هیپ فلکس است، تلاش برای اکستنشن زانو درد و مقاومت ایجاد می‌کند. این دو نشان‌دهندهٔ تحریک مننژ هستند.

p.11

الگوهای تنفسی پاتولوژیک نام ببرید.

Cheyne-Stokes, Central Neurogenic Hyperventilation, Apneusis, Cluster breathing و Ataxic breathing (Gasping). این‌ها الگوهای تنفسی مرتبط با محل ضایعهٔ مغزی‌اند.

p.11

Cheyne-Stokes respiration ناشی از کدام ناحیه است؟

معمولاً در درگیری پارانشیم مغز و قسمت‌های فوقانی ساقهٔ مغز دیده می‌شود؛ الگوی دوره‌ای با افزایش و کاهش تدریجی tidal volume و فواصل آپنه است. Cheyne-Stokes مرتبط با پارانشیم فوقانی است.

p.11

Central Neurogenic Hyperventilation چه مشخصه‌ای دارد؟

تنفس تند و عمیق به‌دلیل آسیب به مغزمیانی؛ معادل داخلی آن Kussmaul در اسیدوز متابولیک است.

p.11

Apneusis چه شکل از تنفس است و مربوط به کدام ناحیه است؟

ایست طولانی در اوج دم و سپس بازدم کوتاه؛ مرتبط با آسیب در میانهٔ پونز (middle pons) است. Apneusis مشخصهٔ ضایعهٔ پونزی است.

p.11

Ataxic breathing (Gasping) نشان‌دهندهٔ ضایعه در کدام ناحیه است؟

درگیری پایین بصل‌النخاع (medulla) که بدترین نوع الگوی تنفسی است و نشان‌دهندهٔ prognostic ضعیف می‌باشد.

p.11

Decorticate و Decerebrate rigidity چه تفاوتی دارند؟

Decorticate: آسیب کورتکس—اندام فوقانی فلکس، اندام تحتانی اکستانس؛ Decerebrate: آسیب ساقهٔ مغز—هر چهار اندام اکستانس. Decerebrate معمولاً بدتر است.

p.12

اگر بیمار صبح decorticate و عصر decerebrate شود، چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟

این نشان‌دهندهٔ وخیم‌تر شدن وضعیت و پیش‌آگهی بدتر است؛ تبدیل به decerebrate علامت بدتر شدن ضایعهٔ مغزی است.

p.12

در بیماران غیرهوشیار چرا بررسی رفلکس‌های ساقهٔ مغز مهم است؟

زیرا رفلکس‌هایی مانند caloric reflex و doll's eye نشان می‌دهند آیا ساقهٔ مغز سالم است یا خیر؛ ساقه‌مغز تنظیمات حیاتی را برعهده دارد.

p.12

دلیل اینکه برای از بین بردن سطح هوشیاری باید کدام نواحی آسیب ببینند؟

برای از بین رفتن کامل هوشیاری باید هر دو نیمکره و/یا ساقهٔ مغز دچار اختلال شوند؛ ضایعهٔ محدود به یک نیمکره معمولاً سطح هوشیاری را از بین نمی‌برد.

p.12

Caloric reflex و doll's eye reflex چه چیزی را نشان می‌دهند؟

این رفلکس‌ها برای بررسی عملکرد ساقهٔ مغز و هسته‌های دهلیزی-چشمی بکار می‌روند؛ پاسخ‌های طبیعی نشان‌دهندهٔ سلامت ساقهٔ مغز است.

p.2

چه مواردی در معاینهٔ چشم در سردرد باید بررسی شود؟

ملتحمه، وجود آنمی (pale conjunctiva)، نشانه‌های التهاب یا ادم و funduscopic exam برای بررسی دیسک و وریدها؛ این‌ها در سردردهای خاص اهمیت دارند.

p.3

چرا بررسی bruit کاروتید در سکته اهمیت دارد؟

وجود bruit می‌تواند نشانهٔ آترواسکلروز کاروتید و ریسک ایسکمیک مغزی باشد؛ بررسی عروق محیطی و AF ریتم هم در ارزیابی علت stroke مهم است.

p.3

در Guillain-Barré کدام علامت تنفسی باید پایش شود؟

افزایش Respiratory rate و کاهش ظرفیت تنفسی می‌تواند نشان‌دهندهٔ decompensation تنفسی باشد که نیاز به ارزیابی فوری دارد.

p.3

چه علامتی در چشم نشان‌دهندهٔ بیماری ویلسون است؟

وجود حلقه‌های Kayser-Fleischer در کراتوکونجاکتیوا برای ویلسون مهم است.

p.2

چرا بررسی شرکت سازندهٔ دارو در DH ممکن است مهم باشد؟

تغییر شرکت تولیدکننده ممکن است منجر به عوارض جدید مانند خشکی دهان یا واکنش‌های جانبی شده و در تشخیص نقش داشته باشد. شرکت سازنده گاهی قابل توجه است.

p.5

در بررسی بینایی، Papillitis با Papilledema چه فرقی دارد؟

Papillitis تورم یک دیسک (معمولاً ناشی از التهاب عصب) است؛ Papilledema تورم دوطرفهٔ دیسک ناشی از افزایش فشار داخل جمجمه. تفکیک اهمیت بالینی دارد.

p.5

Anisocoria اهمیتی بالینی دارد؟

اختلاف اندازهٔ مردمک‌ها می‌تواند ناشی از ضایعهٔ یک‌طرفهٔ اعصاب کرانیال، مصرف دارو یا اختلالات اتونوم باشد؛ باید بررسی دقیق شود.

p.5

چه تستی برای دیدن ته چشم استفاده می‌شود؟

فوندوسکوپی با افتالموسکوپ برای بررسی دیسک شبکیه، عروق و سایر نشانه‌ها کاربرد دارد.

p.6

در فلج عصب صورتی (VII) چه علامتی روی حس چشایی دیده می‌شود؟

بخش حسی عصب VII مسئول دو سوم قدامی زبان است؛ بنابراین ضایعهٔ این عصب می‌تواند اختلال چشایی در آن ناحیه ایجاد کند.

p.6

چرا آزمون Rinne و Weber هر دو لازم‌اند؟

برای افتراق بین کم‌شنوایی conductive و sensorineural؛ Rinne و Weber با دیاپازون مکمل یکدیگرند.

p.8

در معاینهٔ Tone چگونه تفاوت UMN و LMN ظاهر می‌شود؟

UMN: به‌تدریج هایپرتونی و اسپاستیسیته ظاهر می‌شود؛ LMN: هایپوتونی و کاهش مقاومت در حرکت‌های پاسیو دیده می‌شود. Tone راهنمای محل آسیب است.

p.8

Clonus چه مفهومی دارد و در چه وضعیتی دیده می‌شود؟

حرکت تکرارشوندهٔ غیرارادی هنگام انجام رفلکس که در هایپررفلکسی یا آسیب UMN دیده می‌شود؛ نشان‌دهندهٔ افزایش تحریک‌پذیری رفلکسی است.

p.8

Primitive reflexes در بزرگسالان چه معنایی دارد؟

ظهور مجدد رفلکس‌های اولیهٔ نوزادی (grasp, moro, sucking) در بزرگسال نشان‌دهندهٔ اختلال frontal lobe و عدم مهار قشری است.

p.9

Allodynia و paresthesia چه تفاوتی دارند؟

Allodynia: محرک غیردردناک به‌عنوان درد تجربه می‌شود؛ Paresthesia: احساس غیرطبیعی بدون محرک (مثل سوزن‌سوزن شدن). این‌ها انواع اختلال حسی‌اند.

p.9

Macrography در چه اختلالی دیده می‌شود؟

در اختلالات مخچه، بیمار هنگام نوشتن دست‌خط درشت‌دشت (macrography) دارد که ناشی از عدم دقت و هماهنگی است.

p.9

Wide-based gait مرتبط با کدام ضایعه است؟

گام با پایهٔ باز (wide base gait) معمولاً در بیماران دارای اختلال مخچه دیده می‌شود.

p.11

در بررسی تنفسی، کدام الگوها ممکن است در ضایعات مغزی و متابولیک مشترک باشند؟

Cheyne-Stokes و Central Neurogenic Hyperventilation ممکن است هم در ضایعات مغزی و هم در بیماری‌های سیستمیک/متابولیک مشاهده شوند؛ اما برخی الگوها اختصاصی محل ضایعه‌اند.

p.11

در معاینهٔ بیمار غیرهوشیار چه ارزیابی‌هایی از سیستم حرکتی انجام می‌شود؟

نمی‌توان Force و Tone را کامل بررسی کرد؛ ولی می‌توان الگوهای پوسچرینگ را (decorticate vs decerebrate) و حرکات پاسخ به درد را مشاهده کرد.

p.12

چه رفلکس‌هایی برای ارزیابی ساقهٔ مغز به‌کار می‌روند؟

رفلکس‌های قرنیه، gag، کاورولیک (caloric) و doll's eye و رفلکس مردمک از جملهٔ رفلکس‌های مهم برای بررسی ساقهٔ مغز هستند.

p.12

چگونه می‌توان فهمید وضعیت بیمار در طول زمان بدتر یا بهتر شده است؟

تبدیل الگوهای پوسچرینگ (مثلاً از decorticate به decerebrate) یا تغییر الگوی تنفسی از Cheyne-Stokes به Ataxic نشان‌دهندهٔ وخیم‌شدن است؛ برعکس تغییر از Ataxic به CNH ممکن است بهبود را نشان دهد.

p.1

در تشخیص میگرن چه اطلاعات عملکرد اجتماعی مهم است؟

شدت اختلال در عملکرد اجتماعی (مثلاً نیاز به خواب در مکان تاریک) نشان‌دهندهٔ تأثیر میگرن بر زندگی بیمار است و در ارزیابی شدت بیماری اهمیت دارد.

p.3

در ارزیابی سکتهٔ مغزی کدام معاینات سیستمیک می‌تواند مفید باشد؟

شنیدن bruit کاروتید، بررسی peripheral vascular disease، مشاهده ریتم AF و وضعیت پوست پاها (ریزش مو، shiny skin) برای تعیین منبع ایسکمیک و ریسک‌ها مهم‌اند.

p.2

چه زمانی History of maternal birth مهم است؟

در ارزیابی سابقه‌‌ٔ تشنج، اطلاعاتی مانند شرایط زایمان مادر می‌تواند برای افتراق علل نوزادی و کودکی تشنج مهم باشد.

p.5

چه تفاوتی بین Papillitis و Papilledema ذکر شده؟

Papillitis یک دیسک تورم‌ یافتهٔ واحد است (التهاب عصب)؛ Papilledema تورم دوطرفه ناشی از افزایش ICP است. این تمایز در فوندوسکوپی مهم است.

p.6

چه ارزیابی‌هایی برای اختلال بلع (dysphagia) انجام می‌شود؟

بررسی عملکرد عصب‌های IX و X، رفلکس gag، و مشاهدهٔ nasal regurgitation و speech (nasal speech) مهم است؛ ضایعهٔ واگ می‌تواند بلع را مختل کند.

p.7

چه نکاتی در بررسی حساسیت به لمس و درد در میوپاتی‌ها وجود دارد؟

در برخی میوپاتی‌ها مثل درماتومیوزیت، عضله در لمس دردناک است؛ در میوپاتی ناشی از ویتامین D یا کورتیکواستروئید دردناک نیست. این تفاوت برای تشخیص نوع میوپاتی مفید است.

p.9

در بیمار مبتلا به درد مزمن یا allodynia چه یافته‌ای انتظار می‌رود؟

بیمار ممکن است لمس سطحی را به‌عنوان درد تجربه کند (Allodynia) یا درد را بیش از حد حس کند (Hyperalgesia). این‌ها از شاخص‌های تغییر در پردازش درد هستند.

Study Smarter, Not Harder
Study Smarter, Not Harder